بهاران خجسته باد

برای آنهایی که می گویند این ملت سرنوشتش برای خودش مهم نیست، برای آنها که می گویند این ملت به همینی که هست راضی است و در طول تاریخ به همانی که بوده است راضی بوده است، برای آنها که آنقدر این ملت را نادان فرض می کنند که حتی عاجز از درک بخت برگشتگی خودش می دانند، برای آنها که چنین می گویند 22 بهمن را مثال می آورم.

برای آنها که می گویند ملت خودش همین را می خواست وگرنه انقلاب نمی کرد، برای آنها که می گویند ملت دوستدار وضع موجود است، برای آنها که می گویند ملت شیفته این استقلال و استکبارستیزی است، برای همه آنها 2 خرداد را مثال می آورم.

برای آنها که می گویند این ملت اصولاً تاریخش سرشار از تحقیر و ظلم پذیری است. برای آنها که می گویند این ملت نه تنها در برابر اعراب نه ایستاد و وا داد بلکه در برابر مغول ها و افغان ها و دیگران و دیگران هم سر خم کرد که گردنش را بزنند، برای آنها که حتی اسطوره های حماسی ایران را بهانه ای می دانند که این ملت ضعف های خود را با آن می پوشاند، برای آنها که خودشان را هم محکوم به بزدلی می کنند، برای همه آنها جنگ را مثال می آورم. همان که تحمیلی اش می گویند.

برای آنها که کار را کار انگلیس ها می دانند، برای آنها که سرنوشت محتومشان را پذیرفته اند چون می دانند چرچیل و تاچر و بلر و براون هر چه می خواستند و می خواهند همان می شود، برای آنها که مطمئن اند که این ملت همان است که بوده است و همین خواهد بود که هست. برای آنها که آنقدر این دایره تکراری تاریخ این ملت را دیده اند که از فرط خستگی ذهنشان دست به دامن استعمار پیر می شود، برای آنها هم یک مثال دارم. یعنی راستش برای آنها مثال زیاد است که کار انگلیس ها نباشد. اما به آنها می گویم که اصلش همین خرافه پرستی است که اطرافتان می بینید. همین است که باعث می شود این ملت دست کم در این دوران مدرنی که به خود دیده است، مدام دور خودش بچرخد و نتواند سرنوشتش را از این دایره همیشگی به در برد. اصلاً این ساز و کار خرافه پرستی خود طوری طراحی شده است که خودش را در این دایره حفظ می کند. البته هر از گاهی هم این انگلیس ها بوده اند که چون به موفقیت عملکرد مکانیزم خرافه پرستی ایمان داشتند -حتی بیشتر از ایمانی که ما خودمان به خرافه ها داریم- برای تقویت و تشدید و تحریک آن کوشیده اند.

اما حالا که سیستم به صورت خودکار پیش می رود، دیگر بعید می دانم حتی نیاز به تحریک پله یا پالس انگلیس ها داشته باشد. خودش کار خودش را خوب بلد است. به قول دوستی: دیس سیستم ایز دیزایند تو فیل.

.

پ ن: بعد از 22 بهمن

 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پویا

به پهلی: درباره این که کار، کار انگلیس هاست به نظرم بخش عمده ای از مساله مربوط به همان عدم توانایی در درک عوامل تاثیرگذار می شود، اما در تاریخ صد ساله ایران دخالت خارجی هم داشته ایم از جمله در مشروطه و نیز در دوره مصدق. به هر حال،‌ انحطاط فکری و فرهنگی ایرانیان زمینه را برای دخالت تاثیرگذار خارجی فراهم می کرده است. در چنین حالتی همان طور که گفتم چون ملت خودبخود مستعد بوده است، خارجی ها فقط با تحریک اندکی می توانستند کار خود را پیش ببرند.

حسن آقا

به نظر میرسد با وجود عایدی سرشار نفت و میزان رسوخ دین مبین اسلام در قلوب ملت شهید پرور و نیز میزان فراخی ماتحت مبارکشان(مان!) و همچنین دستورات صریح آیین شیعه مبنی بر حفظ قدرت حکومت اسلام تحت هر شرایط.... کماکان به زندگی افتخارآمیزمان در همین وضعیت ادامه خواهیم داد و خبری از فیلد شدن نیست حاجی!

مسعود

حالا که می خوای کامل کنی انتخابات آینده رو به نظرت برای چه کسانی می توان مثال زد؟

يكي

داستانك: فقيه خوابش مي آمد، حال كار كردن نداشت، آخر روزه داشت. طلبه ها منتظر بودند كه بيايد و درسشان بدهد. اما او خسته بود، خوابش مي آمد. ناگهان شيطان به كمكش آمد و حديثي به ذهنش خطور كرد. نمي دانست اين گفته از كجا به ذهنش آمده، زاييده ي فكر خودش بود؟ فقيه خواب آلود بود و خسته، نمي توانست تمركز كند و بين حقيقت و خيال تميز قائل شود. اما به هر حال همه جايش دوست داشت اين گفته واقعي باشد: خواب روزه دار هم عبادت است.

امیرحسین

پویا من فکر می کنم یکبار کامنت گذاشتم ولی الان نیست؟ تو اگر به امید اینکه این سیستم واگرا بشود نشستی من فکر نکنم به این زودی بشود.

پویا

حسن آقا جان اول بگویم که هر بار کامنتت را اینجا می بیـنم بسیار خوشحال می شوم. خدمت شما عارضم که منظور بنده این است که این مملکت در تمام شئونش و به صورت مداوم در حال فیل کردن است و به همین خاطر است که زندگی در آن در یک سطح کیفی پایین سپری می شود و ما به لحاظ اجتماعی بدون پیشرفت یا دستیابی به موفقیتی در همان دایره تکراری ره می پیماییم. البته با دلایل این مساله که برشمردید از جان و دل با شما یکصدا هستم.

پویا

مسعود جان انتخابات آینده برام مهم نیست. به هر حال ممکنه به دلایلی مردم امیدوار بشن و به کسی رای بدن. و بعدش ما هم برای خودمون یه تحلیلی داشته باشیم. ولی به طور کلی بیش از حد همه چیز تکراریه و من هم کاری از دستم بر نمیاد (انگار قرار بود من یه تنه چه کار بکنم!)، مگر اینکه اتفاقاتی عجیب و غریب تر از وضعیت الآن بیفته، مثلن کاندیداهایی با چهره های بسیار متفاوت ظاهر بشن که اون هم بعید می دونم.

پویا

امیر جان منظورم از فیل کردن سیستم،‌ واگرا شدنش نیست. همان طور که برای حسن آقا توضیح دادم منظورم این است که ما به هیچ موفقیت و پیشرفتی دست پیدا نمی کنیم و در نتیجه با یک کیفیت پایین ادامه می دهیم و بعید هم می دانم این وضعیت دست کم در جهت مثبت دچار تحولی بشود. به گمانم باید در پست حکیم رازی به دنبال کامنت گم شده ات بگردی.

پویا

جناب یکی! دست روی دلم نگذار وگرنه در همین خانه افکار مجازی که برای خود ساخته ام می آیم و این ادعا را طرح می کنم که یک یک عقاید خرافی که بشر برای خودش ساخته است از بیخ و بن زاییده ی ذهن خلاق او و آن هم دقیقن متناسب با شرایط خاص زمانی و مکانی و فرهنگی و میزان دانش و غیره اش بوده است. آن وقت بیا و درستش کن. بعد من باید تمام شنیده ها و خوانده و افکاری را که در مدت درازی مشغولش بوده ام تا به این نتیجه رسیده ام را دانه دانه در ذهن خودم واشکافی کنم و بعد احتمالن چون حوصله ندارم به صورت ناقص اینجا بنویسم،‌ آخر سر هم دوستان فکر کنند که من دارم به عقاید رسمی کسی توهین می کنم یا در بهترین حالت دارم از روی شکم گرسنه یا سیرم چیزهایی می گویم که خودم هم نمی دانم چیست. این راه پیموده را دیگر نمی روم مگر شاید با روشی دیگر.

مسعود

با توجه به اینکه انتخابات آینده برایت مهم نیست بگذار من این کار را بکنم برای کسانیکه می گویند این ملت سرنوشتش برایش مهم است و ظلم پذیر نیست شاید بتوان انتخابات بعد را مثال زد [لبخند]