حکیـم رازی

به یاد دارم که دقیقاً در کتاب فارسی کلاس پنجم، درسی داشتیم که در آن محمد بن زکریای رازی به عنوان کاشف الکل معرفی شده بود. البته یادم نیست که رازی دقیقاً شاگرد کدام یک از ائمه ی معصومین بود ولی یقین دارم که تا به حال این چیزهایی را که اینجا درباره او نوشته شده،‌ نشنیده بودم.

به گمان ام برای اینکه درباره او بیشتر بدانیم، کتاب حکیم رازی می تواند منبع خوبی باشد. البته همین جا بگویم که من هم کتاب را نخوانده ام. بنابراین از دوستان خواهشمند ام که درخواست خلاصه کتاب را مطرح نفرمایند تا مثل دفعه پیش بنده به خاطر رو در بایستی مجبور به مطالعه نشوم! آخر ما هم کار و زندگی داریم به خدا!

درباره زندگی رازی غیر از مقاله ویکی پدیا که لینکش را آوردم،‌ اینجا را هم می توانید بخوانید.

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
مسعود

نمی دانم چرا پستهای اخیرت هریک مطلبی را که من همین روزها در ذهن می پرورانم را شامل میشود. مثل اینکه واقعا باید بریم سر بحث مهریه! [لبخند] امروز داشتم به یه موضوعی فکر می کردم و میخواستم آن را دستمایه یک پست جدید قرار بدم و اون این بود: اگر لازمه الهیت خدا خلق باشد بنابراین خدا بدون مخلوق لازمه الهیت را ندارد و به عبارت ساده تر خدا بدون مخلوق خدا نیست. (البته ادامش که مربوط میشه به تکامل خلق یک کم پیچیده تر میشه میذارمش واسه همون پست یا افکار خلوت نشینی ام) که این موضوع توی همین لینکی که اشاره کردی وجود داشت.

re3a

بي ربط به متن!! واسه اون بچه که تو نوار غزه سوار دوچرخس زندگی نداره مزه آرومم هم نداره اون حتی یه لحظه نمی تونه حتی بزنه يه غذا به لثه يه کیلومتر اونور تر هم پره فضای سبزه همه اینا فقط برای حذف نسلیه که بهشون می گن تروریست یه مشت قاتل حیوون صهیونیست ... اسرائیلیم تو کار ریسکو چکه فکر دیسکو تکه نمی بینه قرن بیستو یکه .... براي دريافت ادامه به آهنگ "شهر تاريك" گروه زدبازي مراجعه كنيد.[راک]

حدس بزن

سرم مي كنه با تهم بازي اي گور پدرت زكرياي رازي

پویا

به مسعود: من می دونم چرا ما ها و همنسلانمون یک جورهایی به یک چیز فکر می کنیم و به زودی درباره اش خواهم نوشت. برای اینکه شما و خودم هم یادم نره همینجا اعلام می کنم که عنوان نوشته م خواهد بود: دو دهه سکوت!

پویا

به رضا: صرف اینکه کم نیاورده باشم؛ شاید بی ربط تر حتی! ای درد تو ام درمان در بستر ناکامی وی یاد تو ام مونس در گوشه ی تنهایی وی خاطره ات پونـز نوک تیـز تـه کفشم این سندل رسوایی این سندل رسوایی گرگی تو و میـشـم من جمعاً به تو آویـــزیـــم آب از تو ســـریـــشـــم من جمعاً به تو آویــزیــم اُگـــزاز و دیـازپـامی جز زلفت آرامی چون زلف تو نآرامم رسوا و پریشم من سِـشُـوار، سِـشُـوار، سِـشُـوار برای آهنگ «عشق سرعت» هم به گروه کیوسک مراجعه کنید گرچه شعر بالا از نامجوست.

پویا

به همونی که خودش بهتر می دونه: ولی شما باید بــــــــــــرقصی

امیرحسین

چه می کنی پویا نیستی تحویل بگیر

re3a

من هم میدونم چرا نسل ما اینجوری شده و اینقدر قاطی داره. دلیلشو نمی گم فقط همینقدر بگم که: بر گ.ا برفتگانیم - ای شرت رفته برگرد ...

امیرحسین

حاج پویا شرمنده من ندیده بودمش آخه وقتی یه پست جدید می نویسم قبلی ها رو نگاه نمی کنم. کلا شرمنده در مورد شلوغی هم باید بگم که آره ولی شلوغی درسی نیست کاری هست. بعداَ ایمیل می زنم