دارا جهان ندارد

دارا جهان ندارد،
سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در
هفت آسمان ندارد!

کارون ز چشمه خشکید،
البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند،
آتش فشان ندارد


دیو سیاه دربند،
آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو،
گرز گِران ندارد

روز وداع خورشید،
زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،
نقش جهان ندارد


بر نام پارس دریا،
نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما،
تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها،
بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز،
میهن جوان ندارد

دارا ! کجای کاری،
دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند،
دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی،
فریادمان بلند است
اما چه سود،
اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس،
شیر ژیان ندارد

کوآن حکیم توسی،
شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما
دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش،
ای مِهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز
نام و نشان ندارد

 

سروده‌ی سیمین بهبهانی


/ 5 نظر / 6 بازدید
برادر

من یه بار این شعر رو گفتم، دیدم خیلی ساده شد، گفتم مسخره می کنن، دیگه به کسی نشونش ندادم... بعد یهو دیدم سیمین همین شعر رو گفت ... فک کنم مهدی بقایی که همشهریشه شعر من رو بهش رسونده بود!

سهراب

D: مخلص برادر! ولی اتفاقن اصل شعر مال سهرابه!

امیرحسین

شعر مال هر کس هست معنی قشنگی دارد

حمید

سلام سهراب جان نیستی؟!

حمید

سلام سهراب جان. نیستی؟!