تک درخت سرو

 

مملکت آخوندی

ده روزه که هوای تهران به شدت آلوده ست. و امروز اوج آلودگی در این ده روز بود. راننده ی تاکسی که به نظر مسن و کم سواد می آمد دیروز خیلی بهتر از من تحصیلکرده، پدیده وارونگی هوا رو در تاکسی تشریح کرد. از این نمی ترسم که این آلودگی هوا هم مثل بقیه ی چیزهای ایران، برای ایرانی ها عادی بشه؛ چون مطمئن ام که خواهد شد. ولی غم انگیز اینجاست که با همه ی مشکلات و گره های اجتماعی و فرهنگی ای که واقعاً دامنگیر مردم ایران هست، این وسط یک عده آخوند هم پیدا شده اند که سوار بر همه چیز و همه کس بر  این مصیبت ها دامن می زنند. و ما ایرانی ها هم نتیجه ی کثافت کاری های آخوندها را مستقیماً‌ تنفس می کنیم. عمیقاً حس می کنم که وقتی مملکت را دست یک مشت آخوند بدهی،‌ نتیجه اش چیزی جز این نیست.

.

پ ن ١: پیش از اینها دوستی نوشته بود.

پ ن ٢: چقدر از واژه ی آخوند خوشم می آید. مفهوم را تمام و کمال می رساند.

پ ن ٣: زردشت پارسی گرامی، همین پست رو به عنوان گزارش عملکرد تمام مدیران تازه وارد این نظام مقدس از من بپذیر. حوصله ی تفت دادن نداشتم. راستش رک گفتن حالش بیشتره.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٢ دی ۱۳۸٧ - سهراب