تک درخت سرو

 

قافله ی شب، چه شنیدی ز صبح؟

هنوز هم این شعر رو از کتاب سوم دبیرستان یادمه؛

شبی گیسو فرو هشته به دامن

پلاسین مـِعـجر و قـیریـنه گــَـرزن

شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک

چو بیـژن در میــانِ چـاه ِ او من

ثـریـّا چون منیـژه بر سـر چـاه

دو چشم من بدو چون چشم بیژن

....

واقعاً جدا از ظرافت و استواری شعرش، تصویرسازی شگفت انگیزی هم کرده؛ منوچهری،‌ نقاش طبیعت رو می گم.

یلدا مبارک

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۳٠ آذر ۱۳۸٧ - سهراب