تک درخت سرو

 

ما بارگهِ دادیم، این رفت ستم بر ما!

« این قصیده نه تنها از حیث عبرت‌آموزی دارای اهمیت است و بوی عرفانی آن مشام را می‌نوازد بلکه از جهت بیدار ساختن حس میهن‌دوستی نیز ارزش فراوانی دارد.

قصیده در سفر شاعر به سوی عراق ِ عرب تحت تأثیر رؤیت ویرانه‌های کاخ ساسانی سروده شده است و چون شاعر حقیقتاً از دیدار این خرابه‌ها متنبه و متأثر بوده، سخنی از دل برآمده گفته است و طبیعتاً هر شنونده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گرچه مرثیه را برای آدمیان می‌سرایند ولی بحق می‌توان گفت خاقانی با سرودن ایوان مداین مرثیه‌ای فوق‌العاده برای زمان، تاریخ و گذشت ایام سروده است.

... در این قصیده از مداین بیشتر مراد تیسفون است. تیسفون پایتخت شاهنشاهی ساسانی، شهر باستانی و اقامتگاه زمستانی شاهان اشکانی و ساسانی بر ساحل [..] رودخانه اروند (دجله) جای داشته است. بانی ایوان مداین (ایوان کسری، طاق کسری) در تیسفون بنا بر تحقیقات محققان، شاپور اول ساسانی 241-272 م. است. »[1]

 

شعر خاقانی و به ویژه قصایدش پیچیده و گاهی مشکل‌فهم است چرا که از مضامین و تشبیهات بدیع و نیز از اصطلاحات علوم و فنون زمان خویش در شعرش سود جسته است. ولی امیدوارم این همه، باعث نشود که از خواندن قصیده طولانی او صرفنظر کنید. البته من خودم با نگاهی به توضیحات جناب دکتر منصور ثروت توانستم این قصیده مشهور را بهتر بفهمم.

 

هان ای دل ِ عبرت‌بین، از دیده عبر کن هان!

 



[1]  گزیده قصاید خاقانی، دکتر منصور ثروت، دانشگاه پیام نور، چاپ سوم، 1383

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱٢ مهر ۱۳۸٧ - سهراب