تک درخت سرو

 

مولوی، روشنفکر سیاسی قرن هفتم هجری!

دست کم مولوی دوست داشته یا فکر می کرده که خدا چنین موجودی باشد که به موسی به خاطر برخورد عتاب آمیزش با شبان، خرده بگیرد و این چنین بگوید که:

تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی

من واقعا تا این زمان نمی دانستم که حتی مولوی هم که برخاسته از یک فرهنگ اسلامی-ایرانی است تا این حد به آزادی بیان اعتقاد داشته است. می پرسید تا کدام حد؟! تا این حد که خدای مولوی خطاب به موسی چنین می گوید:

هر کسی را سیرتی بنهاده ایم

هر کسی را اصطلاحی داده ایم

و موسی خطاب به شبان چنین که:

هیــچ آدابی و ترتیــبی مجو

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

باز هم بگویید که فرهنگ ما ایرانیان استبداد زده است. باز هم بگویید اصلا ما ها لیاقت دموکراسی را نداریم. باز هم بگویید اصلا در فرهنگ موروثی مان نمی توان هیچ ردی از آزادی و اندیشه های آزادمنشانه یافت...

.

پی نوشت: گذشته از اینها خیلی صادقانه و مخلصانه است آنجا که شبان به خدای خودش می گوید:

ای فـدای تو هــمه بزهــای من!

وی به یادت هی هی و هیهای من


پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۸ خرداد ۱۳۸٧ - سهراب