تک درخت سرو

 

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است / هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق

فرامرز پایور درگذشت. او نوازنده سنتور، آهنگساز و استاد موسیقی ایرانی بود. یکی از آثار او با نام «شب نیشابور» که بر روی اشعار خیام ساخته شده است، برای من عجیب طعم پایور را دارد.

تا دست به اتفاق بر هم نزنیم
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح
کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم
.
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره ِ دور را رسیدن بودی
کاش از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
.
آنان که محیط ِ فضل و آداب شدند
در جمع ِ کمال، شمع ِ اصحاب شدند
ره زین شب ِ تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
.
جامی است که عقل آفرین می زندش!
صد بوسه ز مهر بر جبیــن می زندش
این کوزه گر ِ دهر چنین جام ِ لطیف
می سازد و باز بر زمین می زندش
.
از من رمقی به سعی ِ ساقی مانده ست
از صحبت خلق بی وفایی مانده ست
از باده ی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده ست
.
این قافله ی عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی! غم ِ فردای حریفان چه خوری؟!
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
.
خیـام! اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت ِ کار ِ جهان نیستی اَست
انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۸ آذر ۱۳۸۸ - سهراب