تک درخت سرو

 

صحرای محشر

«

پرده دوم

بیرون دروازه قیامت

...

سابقاً اشاره ای رفت که حیوانات هم زنده شده در میان صحرای محشر به چرا و رفت و آمد مشغول بودند. اکنون آنها نیز دوش به دوش ما به اردوگاه قیامت رسیده اند و صداها را در هم انداخته محشر کرده اند. بعضی از آنها از قبیل سگ اصحاب کهف و گوسفند حضرت ابراهیم و گرگ حضرت یوسف و گربه ابوهریره و حتی بز اخفش مورد توجه و احترام مخصوص فرشتگان میباشند و بچه ملائکه دور آنها را گرفته به نوازش، نقل بیدمشک و نبات و شکرپنیر به دهن آنها میگذارند. شترهای عید قربان را قطار ساخته اند و پس از آنکه ساربان بال و پر داری از خار و خاشاک معطر ِ جنات ِ عدن نواله ی چاقی تو حلقشان تپانید پالانهای زرنگاری را که پالاندوزهای آخرت از اطلس و دیبا دوخته بودند بر پشت آنها نهاده یتیم چاپاداری مهار ابریشمین آنها را به دوش گرفت و به طرف چراگاه سرمدی روان گردید.

برای براق و دلدل و یعفور و ذوالجناح و خر حضرت مسیح و ناقه ی صالح و ماهی یونس و هدهد سلیمان و شیر فضه و حمار بلعم باعور، روغنش را زیاد کرده حوریان از موی خود دهنه و افسارهای جواهرنشان بافته بودند و بر هر کدام بچه ملائکه ای سوار شده بود و با سلام و صلوات به سرطویله ی غیبی رهسپار بودند.

خیلی دلم میخواست رخش رستم خودمان را ببینم ولی هرچه گشتم و سراغ گرفتم دستم به جایی بند نشد. از قراری که شنیدم نظر به علاقه شدیدی که به رستم داشته نتوانسته بودند او را از صاحبش جدا نمایند.

»

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٦ آذر ۱۳۸۸ - سهراب