تک درخت سرو

 

ملاقات با دوزخیان

آن‌دم که مرا می زده بر خاک سپارید

زیـر کفـنم خمره‌ای از بـاده گذارید

تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از ساقه‌ی انگور بکارید


آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده‌ی صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی


جز ساغر و پیمانه و ساقی نشناسم

بر پایه‌ی پیمانه و شادی است اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم

از آتش دوزخ نهراسم نهراسم

 

از اینجا بشنوید. شعر و آهنگ و اجرا از همای.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٢ آذر ۱۳۸۸ - سهراب