تک درخت سرو

 

به دنبال چه می‌گردی که حیرانی

«

به گرد کعبه می‌گردی پریشان

که وی خود را در آنجا کرده پنهان

 

اگر در کعبه می‌گردد نمایان

پس بگرد تا بگردیم، بگرد تا بگردیم

 

در اینجا باده می‌نوشی

در آنجا خرقه می‌پوشی

چرا بیهوده می‌کوشی

 

در اینجا مردم آزاری

در آنجا از گنه عاری

نمی‌دانم چه پنداری

 

در اینجا همدم و همسایه‌ات در رنج و بیماری

تو آنجا در پی یاری

چه پنداری

کجا وی از تو می‌خواهد چنین کاری

 

چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی‌داند

چه سلطانی که جز در خانه‌اش خفتن نمی‌داند

چه دیداری چه دیداری

که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی‌خواهد

 

به دنبال چه می‌گردی که حیرانی

خرد گم کرده‌ای شاید نمی‌دانی

 

 

همای از جان خود سیری

که خاموشی نمی‌گیری

لبت را چون لبان فرخی دوزند

تو را در آتش اندیشه‌ات سوزند

هزاران فتنه انگیزند

تو را بر سر در میخانه آویزند

»

.


نام آهنگ «پریشان» است و شعر و آهنگ و اجرا از هنرمند جوان با نام «همای». از اینجا بشنوید.

ظهور هنرمندی مانند همای با این اشعار و با این سبک اجرا به اندازه فقدان پرویز مشکاتیان شگفت و باورنکردنی می‌نماید.



 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱٧ مهر ۱۳۸۸ - سهراب