تک درخت سرو

 

آبرو

و.زیر پیشنهادی داد.گستری از سوی ا.ن. در گفتگویی با روزنامه ایران از سوابق و برنامه های خود گفته است.

ایشان که از سال 58 به این طرف پشت سر هم اینجا و آنجا شهردار و فرماندار بوده اند تا اینکه در سال 61 به سمت قضاوت منصوب شده اند، در حوزه علمیه قم تا سن بیست و دو سالگی تحصیل نموده اند. سپس بنا به گفته خودشان به خاطر بیماری پدر تحصیلات را رها کرده و به مشهد بازگشته اند. گویا مهر و محبت خانوادگی ایشان بسیار قوی است که حتی به خاطر آن دست از تحصیلات علمی خود هم کشیده اند.

« تقریباً اواخر سال 76 بود... گفتند آیت .الله یز.دی فرمودند که گرچه شما تازه رفتید به استان فارس، اما شهید لا.جوردی شما را مأمور کرده به رئیس سازمان زندان ها. آیت .الله یزد.ی هم فرمودند که من هم حرفی ندارم، منتها چون تازه رفته آنجا امکان دارد حرف و حدیث پیش بیاید و نظر شما در این باره چیست؟ من هم گفتم به آقای لاجورد.ی عزیز سلام برسانید، من سربازم، آبرو برای من مهم نیست و کار برای من مهم است. »

راستش من هم مثل شما ابتدا به ساکن دقیقاً متوجه این جمله نشدم که آبرو برای من مهم نیست یعنی چه تا اینکه با خبر شدم در حدود پانزده شانزده سال پیش از این داستانی که ایشان تعریف می کنند خودشان حکم اعدام دو برادر خود را صادر نموده اند. خداوند این همه کار و خدمت صادقانه را که حتی به قیمت از دست رفتن آبرویشان تمام می شود، از ایشان بپذیرد و توفیق خدمت روزافزون به ایشان عطا کند و از سر تقصیرات این بنده حقیر مذنب هم بگذرد که همین طور خیره سرانه این ها را به زبان می آورم.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٥ شهریور ۱۳۸۸ - سهراب