تک درخت سرو

 

سر جلسه

سالن ساکت بود. هر کسی پشت یک میز نشسته بود. میزها با فاصله از هم قرار گرفته بودند.

شاید یک ساعتی می‌گذشت. باز هم سالن ساکت بود. اما یک لحظه گوشی را از روی یکی از گوش‌هایم کنار زدم. صدای کلیک ماوس‌ها می‌آمد که تندتند و هول‌هولکی فشرده می‌شدند. با این حال، کسی دست‌پاچه به نظر نمی‌رسید. بعد از مدتی همهمه‌ی بچه‌ها سالن را برداشت. اما کسی با دیگری حرف نمی‌زد. گو اینکه کسی آن‌ور خط صدایشان را می‌شنید. و سر آخر در دقایق پایانی فقط صدای دکمه‌های صفحه کلید می‌آمد. انگار بچه‌ها همین‌طور بی‌منظور دکمه‌ها را تند و تند فشار می‌دادند.

قطعاً این مدرن‌ترین امتحانی بود که بچه‌ها تا به حال می‌دادند. این همه منظم، هماهنگ، تکنولوژیک و سازمان‌یافته! اما در میان آن‌همه کلیک‌های بی‌امان، یک لحظه فکر کردم که این بچه‌ها امتحان نمی‌دهند. آن‌هم این‌قدر تند و سریع! این‌ها دارند فرار می‌کنند. فرار!


پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱٠ خرداد ۱۳۸۸ - سهراب