تک درخت سرو

 

دلیرمردان عرصه آسمان و تیزپروازان جان بر کف بر فراز پایتخت غریدند!

در روز بزرگداشت ارتش جمهوری اسلامی ایران خلبانان جان بر کف نیروی هوایی که به گفته امام امت، مقام و درجات ایشان و خلوص و ایمانشان حتی بسیار بالاتر از خلبانان صدر اسلام است، با پرواز بر فراز آسمان پایتخت و شکستن دیوار صوتی موجب ایجاد رعب و وحشت در دل پایتخت‌نشینان غیور شدند و بدین سان به این پایتخت‌نشینان که همانا دشمنان شماره یک نظام و انقلاب هستند هشدار دادند که اگر بیش از این سخنان رهبر معظم انقلاب را به هیچ بگیرید، با شما همان معامله‌ای را خواهیم کرد که تا کنون با استکبار جهان‌خوار کرده‌ایم و شما خود دیده‌اید که استکبار را چگونه به خاک ذلت و خفت نشانده‌ایم. اگر چه ما با عقاب‌های تیزپروازمان جرأت غرش بر فراز آسمان آمریکا که هیچ، اسراییل هم که اصلاً حرفشو نزن، حتی بر فراز برخی حریم‌های مرزی خودمان را هم نداریم، (آخه اونا خودشون گاهی میان حریم هوایی ما رو می‌شکنند، ناوشون هم که همونجا وایساده برّ و بر ما رو نگاه می کنه) اما برای شما ملتی که پول نفتتان را دو دستی چسبیده‌ایم و دو لپی می‌خوریم که قدرت داریم. پس شما ای پایتخت‌نشینان بدانید که اگرچه این برای اولین بار است که در سرتاسر جهان یک مانور هوایی نظامی بر فراز یک کلان‌شهر انجام می‌شود، اما ما همیشه و در همه حال آماده غریدن بر سر شما هموطنان غیور  هستیم و همچنان لبیک‌گویان به ندای رهبر فرزانه انقلاب، گوش به فرمان آن رهبر آزاده در این راه جان خود را نیز می‌دهیم. وای اگر خامنه‌ای اذن جهادم بدهد!

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ - سهراب

زیباکلام مزور (مثبت بخوانید!)

نوشته زیر نقل قول از برادر بزرگترمه. برای همه‌تون آرزو می‌کنم که برادرتون به خوبی مال من باشه :دی

«
نمیدونم چرا شنیدن حرف های این مرد، در ۲ یا ۳ سال گذشته، انقدر من رو خوشحال میکنه: به نظرم حرفای گنده اما ممنوعه رو، با تیپ و لحن خاص به خودش، عادی و بدیهی جلوه میده. یادم نمیره مناظره ی بی سرو صداش تو کانال ۴، حدود ۳ سال پیش، که نیمه های شب پخش میشد و لیبرالیسم رو به بیننده به عنوان امر ساده و عقلانی جلوه میداد، در حالی که درجه حرارت بدن مجری برنامه لحظه به لحظه افزایش پیدا میکرد ...

نمیدونم اینکه بگن طرف پشتش به رفسنجانی گرمه چقدر درسته یا از ارزش کارش کم میکنه اما خلاصه خیلی دوسش دارم وقتی هر تریبونی گیر میاره، به فهم من، به راه حال سیاسی فکرمیکنه، و مفاهیم اولیه و مهم مثل منافع ملی، آزادی سیاسی، دوری از توهم توطئه و ... میپردازه در مقابل مردان سیاسی کهنه کارتر و احتمالا صادق تر که هنوز دنیای سیاست را با میدان اخلاق اشتباه میگیرند (زیرنویس)

فی الواقع، اینکه مزورانه (مثبت بخوانید) همه چی میگه و دم به تله نمیده، من رو به یاد مفهوم "رجل سیاسی" میندازه...

خستم از دسته سروش و مهاجرانی هائی که آخر حرفاشون در مورد حرکت آزادی خواهانه مردم ایران، شعر مولوی میخونن، شعری که احتمالا در حال رقص در بازار زرکوبان سروده شده ... 

بگذریم از اینکه شباهت دماغش به من و مرحوم مصدق، از دیگر دلایلیه که دوسش دارم ...

زیرنویس: نمی‌دانم بر حاکمان ما چه رفته است که برای حفظ قدرت دو روزۀ دنیا، اینطور قید هرگونه اخلاق و مذهب را زده‌اند! (مهندس عزت الله سحابی)

»

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ - سهراب

بهار

این دود سیه‌فام که از بام وطن خاست

از ماست که بر ماست

وین شعله سوزان که برآمد ز چپ و راست

از ماست که بر ماست

جان گر به لب ما رسد از غیر ننالیم

با کس نسگالیم

از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست

از ماست که بر ماست

یک تن چو موافق شد یک دشت سپاه است

با تاج و کلاه است

مُلکی چو نفاق آورد او یکه و تنهاست

از ماست که بر ماست

ما کهنه چناریم که از باد ننالیم

بر خاک ببالیم

لیکن چه کنیم، آتش ما در شکم ماست

از ماست که بر ماست

اسلام گر امروز چنین زار و ضعیف است

زین قوم شریف است

نه جرم ز عیسی نه تعدّی ز کلیساست

از ماست که بر ماست

ده سال به یک مدرسه گفتیم و شنفتیم

تا روز نخفتیم

و امروز بدیدیم که آن جمله معماست

از ماست که بر ماست

گوییم که بیدار شدیم! این چه خیالی است؟

بیداری ما چیست؟

بیداری طفلی است که محتاج به لالاست

از ماست که بر ماست

از شیمی و جغرافی و تاریخ، نفوریم

از فلسفه دوریم

وز قال و ان قلت، به هر مدرسه غوغاست

از ماست که بر ماست

گویند بهار از دل و جان عاشق غربی است

یا کافر حربی است

ما بحث نرانیم در آن نکته که پیداست

از ماست که بر ماست

محمد تقی بهار - مشهد ١٢٩١


پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ - سهراب

سرشت سیاست

«

... دانشمندان سیاسی گرچه ممکن است از لحاظ سیاسی و عملی، منشأ اثری نباشند، اما حوزه‌ای از فعالیت انسانی را موضوع مطالعات خود قرار می‌دهند که تعیین‌کننده بسیاری دیگر از حوزه‌های زندگی انسان است. سیاست و تحولات سیاسی بر کل حیات اجتماعی تأثیر می‌گذارد. با یک سوء تصمیم و یا تصمیم‌گیری ممکن است جنگ، انقلاب، کودتا یا اصلاحاتی صورت گیرد که همه‌ی حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دینی، فکری و فردی افراد را دگرگون سازد. رشد و توسعه‌ی اجتماعی و فرهنگی بواسطه‌ی اصلاحات سیاستمداران بزرگ ممکن می‌گردد، همچنانکه جنگ و تباهی و انحطاط اجتماعی از بداندیشی و بی‌کفایتی دولتمردان مایه می‌گیرد؛ بعلاوه شهروندان به طور اجباری عضو سازمانی هستند که دولت نام دارد و همه وجوه و مراحل زندگی ایشان در درون چنان سازمانی شکل می‌گیرد: سرشماری می‌شود، شناسنامه پیدا می‌کند، تابع قوانین مختلف دولتی می‌شود و باید در مراحل مختلف زندگی خود از قدرتهای مختلف اطاعت کند. دولتها در همه جا در سیاستگذاری اقتصادی،‌ برنامه‌ریزی آموزشی، توسعه شهری، تأمین ارتباطات و غیره نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. بنابراین سیاست با کل زندگی انسانها در جامعه سروکار دارد و از تعیین‌کننده‌ترین عوامل زندگی انسان است.

»

حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی، نشر نگاه معاصر، چاپ هشتم، ١٣٨۶

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ - سهراب

« زندگی در پیش رو »

«

... رُزا خانم توی مبلش لمیده بود و آب از لب و لوچه‌اش سرازیر بود. دکتر طوری به من نگاه می‌کرد که انگار هیچ وقت بچه‌ی ده ساله ندیده بود.

- اینجا چه جور جاییه؟ یک جور کودکستانه؟

با دیدن ِ حالت ِ پریشانش، دلم به حالش سوخت. لوماهوت هم روی زمین نشسته بود و داشت زرزر می‌کرد، چون خوش‌بختی ِ خودش را به کون ِ رُزا خانم تزریق کرده بود.

- آخر چطور ممکن است؟ چه کسی به این پیرزن هرویین تزریق کرده؟

نگاهش کردم. دست‌هایم در جیبم بود و بهش لبخند زدم، اما چیزی بهش نگفتم. چه فایده‌یی داشت. جوانک ِ سی‌ساله‌یی بود که حالاحالاها، باید خیلی چیزها یاد می‌گرفت.

»

زندگی در پیش رو

رومن گاری

لیلی گلستان

Romain Gary, La Vie devant soi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۱ فروردین ۱۳۸٩ - سهراب